نمی دانم چیستی !
نمی دانم چیستی !
آنقدر می دانم که
هر گاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند
و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند
چگونه می توانم ترجماني از تو داشته باشم هنگامی که در وهم و خیال هم نمی گنجی
به هر کجا که می رسم ,رد پایی از تو باقیست....
شاید روی زمین نباشد
اما در دلم هست.....
آنقدر می دانم که
هر گاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند
و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند
چگونه می توانم ترجماني از تو داشته باشم هنگامی که در وهم و خیال هم نمی گنجی
به هر کجا که می رسم ,رد پایی از تو باقیست....
شاید روی زمین نباشد
اما در دلم هست.....
- ۹۳۲
- ۱۰ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط