{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود عاشقش بشم

قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 17

*بادیگارد ها یونا رو گرفتن و جلوی همه ادم ربایی کردن اما کسی جرعت نداشت چیزی بگه فقط فریاد های یونا به گوش میرسید و تموم*

&لطفاً......هق هق ولم کنید اشتباه.....کردم هق بسههههه ا.ت عوضی

*ا.ت بلند خندید و بعد رفت داخل اصلا اهمیت نداد ولی زیر لب آروم گفت*

+امیدوارم با بادیگارد هام بهت خوش بگذره هرزه جون

*همه تو شک بودن که چطور معصوم ترین دختر مدرسه تبدیل به ترسناک ترین دختر مدرسه شده مخصوصاً برای جیمین عجیب بود دختری که دیروز بهش عزیزم و عشقم می گفت الان بهش سیلی زده بود چرا به چه علت؟ جیمین رفت پیش کوک و دید اونم شوکه شده*

=جیمین چه غلطی کردی این دختر چش شده؟
_کوک منم هیچ خبری ندارم نمی دونم دیونه شده
=زنگ تفریح میری ازش میپرسی فهمیدی؟ شیرفهم شد ها؟
_با اینکه الان واقعن ازش میترسم ولی باشه زنگ تفریح میری ازش میپرسم ببینم چه اتفاقی افتاده که این اخلاقش عوض شده کلا
=خیلی خوب بعدا می بینمت الان کلاسم شروع میشه مواظب خودت باش

*نیم ساعت گذشت و زنگ تفریح بود بعضی ها رفته بودن کافه دانشگاه و بعضی هام توی حیاط قدم می زدن و راجب اتفاق امروز صبح حرف می زدن اما جیمین اهمیت نمیداد*



پارت بعد رو تا نیم ساعت دیگه میزارم😘
دیدگاه ها (۰)

قرار نبود عاشقش بشم پارت: ۱۶ویو فردا صبح توی دانشگاه داخل حی...

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 15*جیمین لیوان رو برداشت به دهنش ن...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part³بعد از پیدا کزدن کتاب ا/ت با لبخن...

otagh baghlipart 2ا/ت :چی جرعت کرده ذهن مامان خوشگل منو اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط