{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصنیف حاصل عمر

تصنیف حاصل عمر
بس که جفا زخار و گل دید دل رمیده ام
همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده ام
شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد
گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو زمن بریده ای من زجهان بریده ام
تا به کنار من بودی، بود به جا قرار دل
رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام
چون به بهار سر کند لاله زخاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده ام
تا تو مراد من دهی، کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام
دیدگاه ها (۳)

مرا عمری به دنبالت کشاندیسرانجامم به خاکستر نشاندیربودی دفتر...

دلا شبها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب در...

تصنیف خانه ی سوداشد زغمت خانه ی سودا دلمدر طلبت رفت به هر جا...

هوای گریهنبسته ام به کس دلنبسته کس به من دلچو تخته پاره بر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط