{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ماندم و خاکستری

من ماندم و خاکستری
که بر تنم مانده
مینوشتم ازیارم و مینویسم از اون
اما دلم دارد میگیره
از این خاطرات
حالا مرگ من فرا رسیده
من ماندم و یک مرگ ولی او زه لب ،خنده دارد خدانگهدار دنیای نامرد
دیدگاه ها (۱)

یک روز پا میشی میبینی زندگی نکردی یک دفعه میبینی حالت بده دا...

بچه ها من.دارم میرم برای همیشه اونی که عاشقی واقعا عاشق باش ...

بعضی ها میگن گور داری تا کفن داشته باشی میخوام بگم گورو دارم...

قبر من اون کناریه به زودی میرم توش میخوابم یک خواب که هیچ وق...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

کپشننن برای خوندن رمان جذابمون😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و هفت پله...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

مرد بی رحم

★彡   Part 21 彡★ ناگهان، غریزه ای در وجودم من رو وادار به تاب...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط