{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خواب از آن نرود

به خواب از آن نرود
چشم خسته‌ام تا صبح

که همچو مرغ شب
افسانه گوی خویشتنم

به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
دیدگاه ها (۲)

انصاف بده که عشق نیکوکار استزانست خلل که طبع بدکاران استتو ش...

آخرین حرف تو چیست؟قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغضصحبت ...

می نویسم ز غمت تکیه به سنگی دارم- تا بخوانی ز فراقت ، دلِ تن...

دارم دلکی به تیغ هجران خستهاز یار جدا و با غمش پیوستهآیا بود...

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت سوم :شرحی مختصر :ش...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و پاسخ اعضای گروه را ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :تأکید به نوافل و عبادا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :امروزه بیش از هر زمان دیگری،...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿✿ ای چراغ چشم توفان بار ما بیش ازین غ...

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط