ادامه پارت

ادامه پارت ۸

سوهی: خوبه حالا یجوری به هم لبخند میزنین انگار رلن
ا.ت: ای خدا شروع شد
سوهی: وا
حالا خدارو چه دیدی با این لبخندی که این بهت میزنه به اونجاهم می‌رسین
ا.ت: خفه میشی یا خفه کنم ؟
سوهی: اوکی ولی ببین من کی گفتم

بعد چند دقیقه یهو سوهی بلند شد و گفت
سوهی: خوب کی میاد جرعت حقیقت ؟

بعد اینکه جواب مثبت بقیه رو دید گفت

سوهی : خوببببب
و بعد به دور اطراف نگاه کردو یه بطری دستش گرفتو رو زمین گزاشت

سوهی: خوب در بطری به هرکی افتاد اون باید انتخاب کنه و بعد چرخوند

بعد چند دور چرخیدن به فلیکس و یکی از دخترا افتاد
دختره با عشوه ای وصف ناپذیر گفت
دختره: جرعت یا حقیقت؟
فلیکس هم با کمال سردی گفت
فلیکس : حقیقت

ولی دختره از رو نرفت و دوباره با عشوه گفت

دختره: خب از دختری تو این جمع خوشت میاد؟

با این سوال پشمایه همه فر خورد

فلیکس هم بدون مکث گفت
فلیکس: آره
دختره :واقعا ؟ کیه؟
فلیکس :فقط یه سوال

دختره که خورده بود تو برجکش خفه شد

بعد چند درو چرخیدن به منو یه پسره افتاد
پسره: جرعت حقیقت ؟
ا.ت: جرعت
پسره : عوووووووو
پس دنس اهنگ S-class رو بلدی؟
ا.ت: آره
پسره: پس دنسشو برو و بخون
ا.ت:اوکی
بلند شدم
ولی با حس اینکه چیز گرمی ازم خارج شد خشک شدم واییییییییییی الان اخه؟
شلوارمم سفیدههههههههه
دیدگاه ها (۱۵)

#مافیای_من P:30(ویو ا.ت)ا.ت: باشه بابا جنتلمن با حرفم از او...

#روانی_دوست_داشتنی_منP:8(ویو ا.ت)فلیکس: اه ولم کن وحشییییییی...

#روانی_دوست_داشتنی_من P:7(ویو ا.ت)دستمو داخل جیب شلوارم بردم...

سرنوشت "p,26...بدنم مور مور شد و این از نگاه بچه ها مخفی نمو...

یووو داستان جدید

رمان افسر پلیس پارت ⁶ویو شبآماده شدم و مشغول بررسی یکی از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط