{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁴

ویو ات
بعد از چیدن وسایلام از اتاق بیرون اومدم که دیدم که دیدم بچه ها هم کارشون تموم شده
آنا:وایی بچه ها مردم از گرسنگی بریم بیرون یچیز بخوریم
آلیسا: موافقم
باهم آماده شدیم و به بیرون رفتیم
واو! فکر نمیکرد کره اینقدر شگفت‌انگیز باشه
تقریبا ۲یا ۳ ساعت بیرون بودیم که تصمیم گرفتیم به خونه برگردیم و استراحت کنیم،چون فردا قراره بریم برای بیگ‌ هیت برای استخدام؛به خونه رفتیم و هر یک به سمت اتاقمون رفتیم،راستش برای فردا خیلی ذوق زده ام و یکم استرس دارم...

پرش زمانی(فردا صبح)
ویو نویسنده
هر سه دختر بهترین لباس خود رو پوشیدین چون این استخدام بسیار براشون مهم و آینده ساز بود
باهم به سمت بیگ هیت حرکت کردند؛بعد از ۲۰مین رسیدند
آنا:وایی بچه ها استرس دارم
ات:منم
آلیسا:بچه ها نگران نباشین همه چیز خوب پیش میره
وارد شدن که...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

آیدل جذاب من پارت⁵ویو نویسنده خواستند وارد شن که نگهبان جلوی...

آیدل جذاب من پارت⁶ویو آلیسابعد از آنا نوبت من بود که به داخل...

آیدل جذاب من پارت³ویو آناداخل گروه پیامی اومد که آلیسا گفته ...

آیدل جذاب من پارت ²ویو اتسوار هواپیما شدیم که مهماندار اوم...

فیک افسرده پارت پنج

عشق بعد نفرت

#میکاپ_آرتیست_من

پارت پنجم

رمان تو خود منی

افسرده پارت اول

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط