{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

تو رفتي خاطرت ماند وهزاران ناجوانمردي

تو رفتي وغمت ماند و زمانهايي كه بد كردي

تو رفتي و دلم مرد و اميد از باورم پر زد

تو رفتي و بجاي تو دمادم غم به ما سر زد

تو رفتي وبراي من فقط چشم ترم مانده

تو رفتي بيمرامي هاي تو در خاطرم مانده

تو رفتي كنج گورستان انيس و همدم من شد

تو رفتي ضل و تاريكي شريك هردم من شد

تو رفتي زهر تنهايي دمادم نوش جامم شد

تو رفتي درد و بيماري هميشه صيد دامم شد

تو رفتي واژه مردن رديف شعر هايم شد

کليد قافيه هايم دمادم درد هايم شد
دیدگاه ها (۳۸)

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ ...

"شعر از خودم"چشماي خمارو خسته يه دل خونو شكستهلباي خشك و تكي...

کنارم که هستیزمان هم مثل من دستپاچه میشودعقربه ها دوتا یکی م...

اگه دیدی طرف مقابلت باهات راه نمیاد شک نکن خسته است… چون دار...

گفتی که ما به درد هم نمی خوریماما هرگز نفهمیدی من تو را برا...

...شب مهیای نماز است و دلـم در آب و تابتا سحر غرق دو چشمان ...

اردیبهشت سال 95، در مراسم یادواره شهدا ، آقای سلیمانی را دید...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید. در بهاری روشن از امواج نور. در...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

مرگ من مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نو...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در ز...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمس...

کاش مى‌شد که حرف‌هایم راروبروى تو، مو به مو بزنمتا که آزرده‌...

کاش می‌شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط