آرومتمیکنم
#آرومـت_میکنم . .🔥
#پارت_11
قبل از اینکه بشینم
ماشین با یه تیک آف از سر جاش کنده شد
ترسیده به صندلی چسبیدم و جیغ زدم
- مریضیی مگه؟؟
جوابی نداد
زیر لب زمزمه کردم
- روانی
معلوم نیست تو اون آمریکاییا چطور زندگی کرده
اومده اینجا میخواد...
صدای خشدارش بلند شد
- دارم میشنوم چی میگی!!
خودمو نباختم
لبخند تابلوی زدم
- خودمم گفتم تا بشنوی
یه نیم نگاه بهم انداخت و داخل کوچه مدرسه پیچید
پوزخندی زد و قبل از پیاده شدن گفت
- من درستت نکنم چاعان نیستم
اهمیتی ندادم
فعلا فرار میکردم تا خدا به دادم برسه
از ماشین پیاده شدم و داخل مدرسه رفتم
حضورشو پشت سرم احساس کردم
با تعجب به عقب برگشتم
- تو کجا داری میایی؟
اینجا مدرسه دخترونه است ها!!
شبیه اونجایی نیست که اومدی
با سویچش گوشه لبشو خاروند
- نیم مین دیر اومدی
راهت میدن مگه؟
مدرسه تیزهوشان این همه بی سر و ته؟!
سر بالا انداختم
- نه خیرشم
زنگ میزدن به بابایی نهایتش
یه نگاه به سر تاپاش انداختم و پوزخندی زدم
- ولی الان
تورو ببینن دیگه اصلا راهم بدن!!
نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
#پارت_11
قبل از اینکه بشینم
ماشین با یه تیک آف از سر جاش کنده شد
ترسیده به صندلی چسبیدم و جیغ زدم
- مریضیی مگه؟؟
جوابی نداد
زیر لب زمزمه کردم
- روانی
معلوم نیست تو اون آمریکاییا چطور زندگی کرده
اومده اینجا میخواد...
صدای خشدارش بلند شد
- دارم میشنوم چی میگی!!
خودمو نباختم
لبخند تابلوی زدم
- خودمم گفتم تا بشنوی
یه نیم نگاه بهم انداخت و داخل کوچه مدرسه پیچید
پوزخندی زد و قبل از پیاده شدن گفت
- من درستت نکنم چاعان نیستم
اهمیتی ندادم
فعلا فرار میکردم تا خدا به دادم برسه
از ماشین پیاده شدم و داخل مدرسه رفتم
حضورشو پشت سرم احساس کردم
با تعجب به عقب برگشتم
- تو کجا داری میایی؟
اینجا مدرسه دخترونه است ها!!
شبیه اونجایی نیست که اومدی
با سویچش گوشه لبشو خاروند
- نیم مین دیر اومدی
راهت میدن مگه؟
مدرسه تیزهوشان این همه بی سر و ته؟!
سر بالا انداختم
- نه خیرشم
زنگ میزدن به بابایی نهایتش
یه نگاه به سر تاپاش انداختم و پوزخندی زدم
- ولی الان
تورو ببینن دیگه اصلا راهم بدن!!
نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
- ۵۱
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط