{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت....

رفت....
اما مرا بزرگ کرد رفتنش..
عاقل کرد....
یاد گرفتم اعتماد بی جا تنهایی به بار دارد...
یاد گرفتم وابستگی برای خداست,نه بنده هایش...
میبینمش .....
اما....
برایم طعم گذشته را ندارد...
تلخ شده است!!!
ساعتها نگاهش هم بکنم گوشه ای از دلم نمیلرزد....
رفتنش چنین خنثی کرد دلم را
که
برای خودش هم تکانی نخورد....!!!
دیدگاه ها (۴)

یکی و دارم که همیشه بم میگه خانومم .........اونم حراست دانشگ...

.

تقدیم به آجی رزم که خیلی مهربونه خیلی دوسش دارم خیلی واسم عز...

^_^

#چرا_ولم_نمیکنی #part5یک هفته بعد.هیونجین دیر نیامد. زود هم...

پارت⁸همون سفر، شب دوم. بارون می‌اومد بیرون. صدای قطره‌ها روی...

پارت ۱۶ساسکه خشکش زده بود، انگار سوزن فلج کننده زده بودند به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط