{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی بهت میگفتم نه؟ دیدی دلیل گاردمو؟ یادته؟

دیدی بهت میگفتم نه؟ دیدی دلیل گاردمو؟ یادته؟
یادته میگفتم ببین فلانی، من میترسم، میگفتی از چی میترسی دیونه؟ بابا حالمونو نگیر دیگه، بزار خوش باشیم، هی من گفتم تو هی گفتی نه، نترس، قرار نیست چیزی عوض شه، قرار نیست فرق بکنه، حالا فهمیدی ازچی میترسیدم؟ متوجه شدی اونهمه ترس و گارد من برایه چی بود؟
من میشناختم خودمو، میدونستم وقتی یکی بیاد بشه جونم، بشه کسی که ازخودم بیشتر دوسش داشته باشم، از حس زیاد و سیاست نداشتنم و علاقه افراطی خسته میشه، دیدی توام مثل همه بودی؟ دیدی خسته شدی؟ دیدی گفتی بابا فلانی ول کن دیگه من دوست ندارم.
حالا چی میخوای؟ میخوای نباشی؟ باشه تو بردی، نمون، نخواه، هرچی تو میگی مثل همیشه، هرچی تو میگی باشه ولی حق نداشتی بیای ترسای یه ادمو انقدر به اطمینان تبدیل کنی و بعدش فندک بگیری زیر همش و بزنی زیر همه چیز.
-melika




.
.
.
.
.


حتی دلم نمیخواد راجع بهش باهات حرف بزنم؛ کلمه‌‌ها عفونت شده تو گلوم.
__________________________________
بیستُ‌چهارمِ‌اُردیبهشت
نهُ‌چهلُ‌دو‌دقیقه
#mohadeceh
دیدگاه ها (۱)

یه جاهایی هستنتا نرم و تجربه شون نکنم به خودم اجازه نمیدم که...

من وقتی یکیو دوست دارم همه‌ چیزش برام مهمه. تایم خوابش برام ...

تو خیلی قشنگی؛ مثل آهنگایی هستی که دوستشون دارم، مثل شکلات د...

ببین من آدم ضعیفی نیستما،ولی دوست دارم به تو پناه ببرم.من او...

پارت ۳۶ رزت : عه کیان : چته رزت : الکی که نمیگی؟ کیان : کی د...

سناریو وقتی که باردار میشی و بهشون میگی پارت دو هان: تو ...

سناریو وقتی که باردار میشی و بهشون میگی بنگچان : رفته تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط