Sweet Love
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
Sweet Love ⁴
جیمین ویو
فکرشو نمیکردم که ببینمش. بهتر.. از این به بعد هر روز میام و سعی میکنم بهش نزدیک تر بشم... شاید.. شاید این حسی که بهش دارم هوس نباشه...
همینطور که کار میکرد بهش خیره شده بودم و کارهاش و کوچک ترین رفتارهاش رو زیر نظر داشتم.
ا/ت ویو
تمام تلاشم و میکردم که خراب کاری نکنم.. نگاه های خیرهشو میتونستم حس کنم و زیر چشمی بهش نگاه میکردم..
از استرس و خجالت دستام میلرزید و نمیدونستم چه شکلی میتونستم خودم رو از این وضع نجات بدم.
بعد از گرفتن سفارش ها به سمت اشپزخونه رفتم و سفارش هاش رو برداشتم تا به مشتری ها بدم. به سمت استاد پارک رفتم و سفارشش رو روی میز گذاشتم.
+ بفرمایید. نوش جان. چیز دیگه ای نیاز ندارید؟
- مرسی و اگه سرت خلوت شو بیا چون کارت دارم..
+ چ..چشم.. ب..با اجازه
بعد از چند مین به سمت دفتر رئیس کارم رفتم.
در زدم و اجازهگرفتم.
(علامت رئیس : =)
= بیا تو
+ رئیس میتونم چند دقیقه استراحت داشته باشم؟
= اره حتما. امروز خیلی زحمت کشیدی. اگه هم چیزی خواستی موقع استراحتت بگو واست حاضر کنن.
+ چشم. متشکرم.
از اتاق رئیس بیرون اومدم و اروم به سمت میز استاد پارک رفتم.
+ جانم؟ با من کاری داشتید؟
جیمین ویو
داشتم به ا/ت فکر میکردم که با صدای خجالتی و خوشگلش از فکر اومدم بیرون. با اون "جانم" گفتناش منو بیشتر عاشق کرد.
- بشین
+ چشم
خب، با من کاری داشتید پروفسور
- خب.. ام.. راستش.. چیزی میخوری؟
+ ن..نه متشکرم
- امروز سر کلاس خیلی ساکت بودی. اولین بار بود همچین دانش اموزی دیده بودم.
+ *خجالت شدید. مثل لبو سرخ شدم*
- *لبخند ریزی زدم و یه جرعه از کافی خوردم.* کیوت
+ چیز دیگه ای هم هست که بابتش منو صدا کردید؟
- ولش کن.. مهم نیست.. میتونم ازت یه درخواستی بکنم؟
+ جانم؟ کمکی از دست من برمیاد؟
- *لبخند ریزی زدم و دستم و به سمت موهای فرش که جلوی صورتش بود بردم و بردمش پشت گوشش*
+ *خجالت.*
- میتونم شمارت رو داشته باشم؟
+ بله؟ *شوک*
- قصد سوء تفاهم ندارم فقط میخوام اگه سوالی یا هر مشکلی راجع به درس داشتی بهم بگی.
+ چ..چشم. ا..این شمارمه..
- مرسی.
+ پ..پس من دیگه...
ادامه دارد...
Sweet Love ⁴
جیمین ویو
فکرشو نمیکردم که ببینمش. بهتر.. از این به بعد هر روز میام و سعی میکنم بهش نزدیک تر بشم... شاید.. شاید این حسی که بهش دارم هوس نباشه...
همینطور که کار میکرد بهش خیره شده بودم و کارهاش و کوچک ترین رفتارهاش رو زیر نظر داشتم.
ا/ت ویو
تمام تلاشم و میکردم که خراب کاری نکنم.. نگاه های خیرهشو میتونستم حس کنم و زیر چشمی بهش نگاه میکردم..
از استرس و خجالت دستام میلرزید و نمیدونستم چه شکلی میتونستم خودم رو از این وضع نجات بدم.
بعد از گرفتن سفارش ها به سمت اشپزخونه رفتم و سفارش هاش رو برداشتم تا به مشتری ها بدم. به سمت استاد پارک رفتم و سفارشش رو روی میز گذاشتم.
+ بفرمایید. نوش جان. چیز دیگه ای نیاز ندارید؟
- مرسی و اگه سرت خلوت شو بیا چون کارت دارم..
+ چ..چشم.. ب..با اجازه
بعد از چند مین به سمت دفتر رئیس کارم رفتم.
در زدم و اجازهگرفتم.
(علامت رئیس : =)
= بیا تو
+ رئیس میتونم چند دقیقه استراحت داشته باشم؟
= اره حتما. امروز خیلی زحمت کشیدی. اگه هم چیزی خواستی موقع استراحتت بگو واست حاضر کنن.
+ چشم. متشکرم.
از اتاق رئیس بیرون اومدم و اروم به سمت میز استاد پارک رفتم.
+ جانم؟ با من کاری داشتید؟
جیمین ویو
داشتم به ا/ت فکر میکردم که با صدای خجالتی و خوشگلش از فکر اومدم بیرون. با اون "جانم" گفتناش منو بیشتر عاشق کرد.
- بشین
+ چشم
خب، با من کاری داشتید پروفسور
- خب.. ام.. راستش.. چیزی میخوری؟
+ ن..نه متشکرم
- امروز سر کلاس خیلی ساکت بودی. اولین بار بود همچین دانش اموزی دیده بودم.
+ *خجالت شدید. مثل لبو سرخ شدم*
- *لبخند ریزی زدم و یه جرعه از کافی خوردم.* کیوت
+ چیز دیگه ای هم هست که بابتش منو صدا کردید؟
- ولش کن.. مهم نیست.. میتونم ازت یه درخواستی بکنم؟
+ جانم؟ کمکی از دست من برمیاد؟
- *لبخند ریزی زدم و دستم و به سمت موهای فرش که جلوی صورتش بود بردم و بردمش پشت گوشش*
+ *خجالت.*
- میتونم شمارت رو داشته باشم؟
+ بله؟ *شوک*
- قصد سوء تفاهم ندارم فقط میخوام اگه سوالی یا هر مشکلی راجع به درس داشتی بهم بگی.
+ چ..چشم. ا..این شمارمه..
- مرسی.
+ پ..پس من دیگه...
ادامه دارد...
- ۴.۵k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط