{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.17

روز بعد، در سالن شرکت، ا.ت عمداً مسیرش را عوض کرد تا با جونگ‌کوک روبه‌رو نشود.
ولی انگار جونگ‌کوک هم تصمیم داشت همان‌جا بماند، همان‌جا ببیندش، همان‌جا بماند و چیزی بگوید که قرار نبود شنیده شود.
وقتی آ.ت وارد شد، چشم چند نفر به او و بعد به جونگ‌کوک افتاد.
همه می‌دانستند بین این دو نفر چیزی هست، چیزی که با یک نگاه هم معلوم می‌شد.
جونگ‌کوک یک قدم جلو آمد.

-ا.ت…

ا.ت حتی مکث هم نکرد.
فقط از کنارش رد شد، انگار وجود نداشت.
جونگ‌کوک آهسته صدا زد:

-فقط یه دقیقه…

ا.ت ایستاد.
نه برای حرف زدن.
برای این‌که نگاهش را مستقیم به جونگ‌کوک بیندازد و با سردی بگوید:

+اگه کار داری، از طریق مدیر برنامه بگو.

بعد بدون هیچ ادامه‌ای رفت.
جونگ‌کوک همان‌جا خشک شد.
نه به خاطر این‌که جوابش را نگرفت،
به خاطر این‌که آ.ت حتی ذره‌ای هم از خودش واکنش نشان نداد.
انگار تمام آن چیزی که بینشان بود، برای ا.ت دیگر فقط یک خاطره‌ی دور بود.
و این، از هر فریادی بد تر بود..........
ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱۰)

my exp.18ا.ت در طول روز، رفتار کاملاً حرفه‌ای‌اش را حفظ کرد....

وایییییییییییفرزندام توی مراسم مت گالا دیروزززززلباس جیسو خی...

my exp.16ا.ت پاکت را تا رسیدن به خانه باز نکرد.نه از سر بی‌ع...

my exp.15شب، وقتی ا.ت از شرکت بیرون آمد، هوا سردتر از حد معم...

Part 15

پرنسس من ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط