{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.16

ا.ت پاکت را تا رسیدن به خانه باز نکرد.
نه از سر بی‌علاقگی؛ از سر لج.
از سر این‌که نمی‌خواست هیچ چیزی از جونگ‌کوک، حتی اگر مهم باشد، به دلش راه پیدا کند.
وقتی رسید داخل اتاقش، کیفش را روی تخت انداخت و پاکت را با دو انگشت برداشت.
چند ثانیه فقط نگاهش کرد.
بعد بازش کرد.
داخلش یک برگه بود.
یک نامه‌ی کوتاه، با دست‌خط خود جونگ‌کوک.
ا.ت بی‌حوصله چشمش را روی خطوط کشید.

-می‌دونم ازم متنفر نیستی، و شاید همین بدترین چیز باشه.
من اشتباه کردم، ولی نه از اون اشتباه‌هایی که بشه با یه عذرخواهی پاکش کرد.
فقط می‌خوام بدونی چیزی که دیدی، تمام حقیقت نبود…

ا.ت نامه را تا کرد و روی میز انداخت.
چهره‌اش هیچ تغییری نکرد.

+به من چه.(بی روح)

همین را گفت و رفت سراغ لباس عوض کردن.
نه اشک، نه لرزش، نه تردید.
فقط سردی..........

ادامه دارد...........
از فیک راضی هستینننن؟
دیدگاه ها (۷)

my exp.17روز بعد، در سالن شرکت، ا.ت عمداً مسیرش را عوض کرد ت...

my exp.18ا.ت در طول روز، رفتار کاملاً حرفه‌ای‌اش را حفظ کرد....

my exp.15شب، وقتی ا.ت از شرکت بیرون آمد، هوا سردتر از حد معم...

my exp.14‌روز بعد، ا.ت طبق معمول سر کار رفت، اما تمام روز حس...

#ارباب_من#پارت_چهاروقتی رفتن اجوما همه چیز رو به ا/ت گفت و ا...

آتیشی که از بارون شروع شد part 50 به طبقه پایین رسیدیمخانه ک...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_8···" ترجمه‌‌تون عالی بود.. خیلی دقی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط