{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون خدا دلتنگی اش گل کرد ، آدم آفرید

چون خدا دلتنگی اش گل کرد ، آدم آفرید
مثل من بسیار ، اما مثل تو کم آفرید

دست کم از من هزاران شاعر چشمان تو
دست بالا از تو یک تن در دو عالم آفرید

ریخت در پیمانه ام روز ازل از هرچه داشت
دید مقداری سرش خالیست ، پس غم آفرید

زشت و زیبا ، تلخ و شیرین ، تار و روشن ، خوب و بد
خواست ما سرگرم هم باشیم، درهم آفرید

من بد و زشتم ، تو اما خوب و زیبا، باز شکر
لااقل ما را برای هم نه، با هم آفرید

در هوای عشق ، من را خلق کرد، اما تو را
دید من هم عاشقی را دوست دارم، آفرید
دیدگاه ها (۷)

به پاییز بگو اگر می آیی :با صدای خش خش جاروی رفتگر بربرگهای ...

سلام دوستان بازم یه تولد تولد یکی از بچه های شیطون ویسه کسی...

گله از چشم سیاه تو فراوان دارمدر دلم حسرت آهوی بیابان دارمبا...

زندگیدرد قشنگیستکه بر باور ما می باردو سر انجام ظریفی استکه ...

سناریو بلولااااک

سناریو جدید

P. 6 "اون فقط مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞...

از دشمنان تا عاشقان

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

پارت ۱۹: ضیافتِ مرگ در مه(از دید: ات)صدایِ کلیکِ سردِ اسلحه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط