{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز
با ، دو پیمانه ، از آن تلخ، مرا باز بساز

در خودم، گُم شده ام،تا که بجوُیَم خود را
خُمِ مَی را به سَرم ریز و به راهم انداز

وای از این خاطرِ آزرده،که تسکین نگرفت
داد و بیداد، که آن رفته، نمی آید باز

دستِ شوریده شناسی،دلِ ما را ننواخت
دستِ لطفی تو برون آور و ما را بنواز

دَر چه شب ها، که نبودی و به یادت بودیم
من و دل، با همه ی بارِ غم و شیب و فراز

راستی،چیزی از آن دوره، به یادت مانده است؟
مانده در یادِ تو، یک حرف از آن راز و نیاز؟ِ
دیدگاه ها (۲)

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی...هم در اندیشه که یک بوسه ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

من به میخانهٔ چشمان تو عادت دارمدر میخانه مبندید که حاجت دار...

من لحظه لحظه بودنت را دوست دارمهر جا که باشد دیدنت را دوست ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۷سویون، با چهره‌ای که...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

#my.sexy.toy. part 7(🤣برای مسدود نشدنم دعوا کنیدد...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط