یکی قطره باران ز ابری چکید
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامورْ لُؤلُؤِ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامورْ لُؤلُؤِ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
- ۱.۳k
- ۰۱ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط