{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمارت مافیا 🍷

عمارت مافیا 🍷

قسمت اول :

دیدگاه نیلسو :
من اسمم نیلسو هست عاشق اشپزی هستم
البته بابام بخواتر بدهکاری منو بدست یه مافیا بی رحم فروخت
اون مرد کسی نبود جز جونگکوک
هروز دیر میومد خونه ساعت ۱ شب و وقتی میومد به من اهمیت نمی‌داد فقط میرفت تو اتاقش و می‌خوابید و صبح زود میفرت سر کار امشب بزور مجبورش کردم بیاد باهم شام بخوریم

نیلسو : جونگکوک.....

جونگکوک : بله

نیلسو : میای امشب باهم غذا بخوریم ؟

جونگکوک: باشه

نیلسو :آخ جون 🥳 [زیر لب ]

دیدگاه جونگکوک:
۱ ساله که بابای نیلسو نیلسو رو به من فروخت من از همون موقع عاشقش شدم اما اون می‌ترسید که من نزدیکش بشم پس برای این که ناراحتش نکنم تو اتاق خودم میخوابم
ولی امشب به من گفت که بیا غذا بخوریم ...

موقع غذا ......

دیدگاه جونگکوک:
خیلی پاستا خوشمزه بود اما اون نمی‌خورد..

جونگکوک : غذا بخور

نیلسو : میل ندارم

جونگکوک : چرا ؟

نیلسو : خب ندارم

جونگکوک : بیا اینجا

نیلسو : چرا ؟

جونگکوک: گفتم بیا

دیدگاه داستان :
نیلسو رفت پیش جونگکوک و......
دیدگاه ها (۷)

لباس نیلسو

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

عمارت مافیا 🍷ژانر : درام _ عاشقانه _ مافیا نیلسو ] همون چم ا...

بچها عکس رو ویسگون اجازه نمیده بزارم سانسور میکنم هرکی عکس ب...

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم...

سناریو جونگکوک

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:13پرش زمانی اتاق ج...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁴لارا نگاهی به جونگکوک انداخت...

شروع ✨ کامیل اطراف عمارت رو دنبال جاده آسفالت گشت اما هیچ نش...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط