{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانم که سالها انتظار خواهم کشید،

میدانم که سالها انتظار خواهم کشید،
مثل آخرین دایناسور
که هنوز
پایان عصر کرتاسه را باور ندارد،
اما پس از مرگم
استخوانم را به دانشمندان بدهید،
تا بفهمند نه خشکسالی بود
نه بیماری مهلکی
من از دوری تو منقرض شدم ،،!!
دیدگاه ها (۲)

چشمامو بستم از کنارش رد شدمچشماشو بست تا نبینه بد شدم:-(

تو دیگر مرا نمیبینی...حتی اگر به زور خودم را در قرنیه ی چشمت...

★ﺧﺒــــــــــﺮﺵ★ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺳﯿﺪﯾﺎﺩﺕ ﺑﯿﺎﯾﺪﮐﺴﯽ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﺳﺦ ﺩﻭﺭ ﺗ...

جـــــهـــــــــــــــنــ ـــم ایـــــــنــــــــــــجا ســـ...

فراتر از خویش

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

🦢 پارت سی‌وسوم | آخرین حسابصبح روز بعد، همه‌چیز تغییر کرده ب...

فصل دومپارت بیست و هفتم | آخرین رازچند هفته گذشته بود...و را...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۵۳ | پایانصبح روز مرا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

.....//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط