{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ها تنفس می کنم راز و نیازت را..

شب ها تنفس می کنم راز و نیازت را..
وقتے که بر سر میکنے چادر نمازت را..

خوبان‌ همیشه با سکوت ِ‌خود سَرَند انگار..
نه، مذهـبے ها از همه عاشق ترند انگار..

#محسن_کاویانی
دیدگاه ها (۱)

خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام؟!لطیف و دور گریزی، مگر خیال...

تبسمے ز لبـــ دلفریبـــــــــ او دیدم..که هر چه با دل من کرد...

بوی ِزهـرا و مریـم و هاجـر، از پر ِچادرتـــــــ سرازیر است.....

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان..دیگر مپرس از من نشان...

Help me

پارت ۱۹:بی دقدقه"همان روز بود که متوجه نوری در چشمانش شدم"(س...

پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط