{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو پارک بودم،دیدم ی پسره دستاشو گرفته سمت آسمون

تو پارک بودم،دیدم ی پسره دستاشو گرفته سمت آسمون



دلم سوخت،فک کردم مشکلی داره ک اینجوری داره التماس خدا میکنه



رفتم جلو،دست گذاشتم رو شونش



گفتم داداش مشکلی هست?کمکی از من بر میاد?



یهو نگام کردو گفت:نه عزیزم مرسی لاک زدم!منتظرم خشک بشه
دیدگاه ها (۱)

خخخخخ

ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﻧﻨــــــــــَﻢ........ﮐﻪ ﺑﭽﺶ ﻣﻨﻢﺍﻟﺒﺘﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺯﯾﺎﺩ ﺭﺍﺿﯽ ...

طبق قانون انگلیس ولیعهد درسن 14سالگی میتواند به سلطنت برسد، ...

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

رمان تو خود منی

کپشن

رمان عشق ممنوع

رمان دخت من

Part ⁹اسلاید 2 : استایل جونگکوک اسلاید 3 : استایل تهیونگ ویو...

شاهزاده دوست داشتنی من

رمان تو خود منی

Part ²⁷ویو لیلی جونگکوک داشت رانندگی میکرد که یهو یه ماشینی ...

I'm not jealous part 38وسایلمو توش پیشخوان گذاشتم و گفتم+لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط