{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 38
وسایلمو توش پیشخوان گذاشتم و گفتم

+لطفا حساب کنید

®صبر کن

با شنیدن صدای جیمین ۱۸۰ درجه چرخیدم
نگاهی به قفسه ی موچی‌ها انداختم
خداروشکر پر بود
نکنه اومده شیر توت فرنگیمو بگیره
خودکارو شیر توت فرنگیمو بغل کردم
که یهو جیمین زد زیر خنده

+یااا..چته؟

®نترس از قبل برداشتم

بعد به دستش اشاره کرد
دیدم اونم یه موچی و یه شیر توت فرنگی برداشته
نفسی آسوده کشیدم
من سر شکم با هیچ کس شوخی ندارم
اونم وقتی بحث ناموسام موچی و شیر توت فرنگی بشه

+خب با چه قصدی میخوای حساب کنی؟

ابروشو بالا انداخت و در حالی که موهای بلوندشو میخاروند با لحن مرموزی گفت

®بزارش به حساب اینکه شاید یه روزی منم بهت نیاز داشتم

منم بیخیال شدم و گذاشتم حساب کنه
بعدش به پارک رو به روی فروشگاه رفتم که دیدم جیمین هم داره مثل یه توله سگ کیوت دنبالم میاد
آدم دوست داره بگیره ماچ و بغلش کنه اینقدر کیوته
وای کاش اون موقع اون یکی لپش هم گاز می‌گرفتم
سناریو های منحرفانه ام رو کنار زدم و گفتم

+چرا داری دنبالم میای؟اونم با اون لبخند عجیب و غریب

دستاشو دور شونه ام انداخت و گفت

®آدم باید هوای کسی که مثل خواهرشه رو داشته باشه

بازم این کلمه
ولی معلوم بود داره با این حرفش بینمون مرزی نامرعی می‌کشه

+پس از این به بعد اوپا صدات میکنم

منم از این بدم نمی اومد که یک نفر مثل تهیونگ داشته باشم که بتونم بهش کرم بریزم
دیدگاه ها (۴)

I'm not jealous part 37تمام توجه ام روی دستای زخمیش بود یعنی...

I'm not jealous part 36در حالی که قلب به جنبه ام از شدت هیجا...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟐𝟕+ایششش شما اصلا بهم نمیاین :/این همه برا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط