{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از سال ها پارت دادم

بعد از سال ها پارت دادم😂
🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀🔪🎀
ا.ت و سانزو رفتن برای صبحونه ا.ت و سانزو مثل آدم داشتن صبحونه میخوردن که کاکوچو با قیافه وات د فا*ک به ا.ت خیره بود
ا.ت خیلی ریلکس : چرا بهم زل زدی؟
کاکوچو: بگم مشکلی نداره؟
ا.ت : بنال!
کاکوچو: گردنت چرا کبوده؟!؟؟!؟!
*همه به ا.ت خیره شدن*
ا.ت : ه...هیچی خودمم نمیدونم( تونست خودش رو کنترل کنه تا سرخ نشه)
ران با پوزخند : مطمعنییی؟؟
ا.ت یهو سرخ شد نمیدونست چی بگه تا اینکه یکی مثل گاو عربده کشید
کوتوله جن....ببخشید آرام وارد میشه و میگه: تو یکی گوه نخور بادمجون وقتی میگه هیچی یعنی هیچیییییی !!
ران درحال دعا کردن: غلط کردم که لعنت بر خودم باد
آرام: آفرین حالا خفه شووو
همه حتی ران هم خفه شدن و آرام مثل بچه آدم اومد تا صبحونش رو بخوره و در ۱.۰۰۰۰ ثانیه صبحونه رو تموم کردن مثل سونیک رفت تو اتاقش
سانزو: ا.ت...
ا.ت : هوم؟
سانزو : این دوستت چشه؟
ا.ت : اون هم مثل من ایرانیه پس طبیعیه که اینجوری کنه
سانزو: آها اوکی
* بعد از ظهر *
هر کی کار خودش رو داشت میکرد ران رفته بود بار و ریندو تو اتاقش داشت پلی استیشن بازی میکرد مایکی دورایاکی میخورد و سانزو سیگار میکشید و کوکو هم تو اتاقش داشت هکری میکرد ا.ت هم بیکار بود یهو آرام مثل جن احضار میشه
ا.ت: بسم الله الرحمن الرحیم!
آرام: چیه؟!
ا.ت : هیچی فکر کردم جنی
آرام : از دست تو 😂🤣🔪
یهو یکی از اعضا که بیکار بود کاکوچو از ا.ت پرسید: ا.ت ....اون دوستته یا ی روانی تیمارستانی؟
ا.ت خواست چیزی بگه که آرام با لبخند بزرگ : هردو
کاکوچو : پس خودت روانی
ا.ت اشاره به ارام : این داداش ما تو ایران داخل تیمارستان۱.۰.۰.۶ بستری شده بوده .
کاکوچو از خنده نزدیک بود پاره بشه ا.ت و ارام پوکر بهش خیره میمونن
کاکوچو خنده اش بند میاد و میگه : وایسا...راست میگی؟
ا.ت و ارام : به نظرت ما با تو شوخی داریم؟
کاکوچو میگرخد
کاکوچو یهو از جاش میپره: بسم الله الرحمن الرحیم اعوذبالله من الشیطان رجیم !!!
ا.ت و ارام : داداشششششش آروم باششششش!!
آرام: خداروشکر کن من جن نیستم !
کاکوچو: این و دیگه راست میگی !!
سانزو آرام و ا.ت رو میبینه که میخندن و خوشحالن مخصوصا با کاکوچو یهو حسادتش آتیش میگیره و پاکت سیگارش رو فشار میده و با ی لبخند و یکم تیک عصبی گفت: ا.ت ....بیا تو اتاقم کارت دارم
ا.ت شوکه میشه و ی لرزه ریزی به بدنش وارد میشه آرام میزنه به شونه ا.ت : برات صلوات محمدی پسند میفرستم !
ا.ت: خفه ( و بعد پا میشه و میره تو اتاق سانزو )
ا.ت با یکم ترس :س...سانزو کارم...داشتی؟
سانزو با لحن خمار : اره ...ی کار مهم
⚘🌷⚘🌷⚘🌷⚘🌷⚘🌷⚘🌷⚘🌷⚘
عزیزان گرامی بازم من کرم میریزم🤣🔪🎀
فقط ی سوال میپرسم و میخوام داخل کامنت بهم بگید : شیپ آرام کی باشه؟
اگر ۳ تا رای مساوی باشن آرام رو با همون کاراکتر شیپ میکنم
تا پارت بعدی بای باییی
دیدگاه ها (۱۹)

بگید خجالت نکشید دوستان

...( بدون کپشن)

منم این چالش رو رفتم

🩸🔪🩸🔪🩸🔪🩸🔪🩸🔪🩸🔪🩸🔪🩸🔪سانزو بعد از اینکه لب های ا.ت رو کبود کرد او...

♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧* فردا صبح تقریبا ساعت ۶* :ا.ت زودتر بیدار...

میخوام ترکیبی بزنم از خواهر سانزو با شیپ ران شاید چند پارتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط