مافیای قاتل من
مافیای قاتل من
پارت ۲۸
ویو آت
این ۳ ماه رو کوک خیلی مراقبم بود معلوم بود چقدر خوشحال هست
هر روز بهم میگفت که عاشقمه و اینا ولی این چند روز کوک رو خیلی کم میبینم نمیدونم چی شده ولی شبا دیر میاد خونه و من نگرانش میشم البته بهش گفتم و از اون به بعد سعی کرد زودتر بیاد ولی خب تقریبا ساعت۱ شب میرسید خونه و من بیشتر وقت ها خواب بودم و صبح هم زود میرفت
امروز هم کوک خونه نبود داشتم فیلم میدیدم
ساعت ۱۱ بود همینطور که داشتم فیلم میدیدم حس کردم یکی پشت سرمه فکر کردم جونگکوکه از پشت بهم نزدیک شده بود و تو گردنم نفس میکشید
ناشناس:اووو سلیقه جئون خیلی بهتر از چیزیه که فکر میکردم
آت:تو دیگه کی هستی(ترس)
ناشناس:شوهر آیندت
آت:چییی
ناشناس:یه دستمال میگیره جلو دهنش
هرچقدر تلاش کردم تکون بخورم نتونستم که چشمام سیاهی رفت...
ویو کوک
چند روزی بود که دشمن قدیمیم پیدا شده بود برا همین تا شب جلسه داشتیم و از اینکه آت رو خیلی کم میبینم ناراحت بودم امروز جلسه زود تموم شد پس زود رفتم خونه تا آت خوشگلم رو ببینم وارد خونه شدم چراغ ها روشن بود
کوک:آتت
کوک:کجایی عزیزم؟
کوک:یعنی کجا رفته
همینطور دنبال آت میگشتم که چشمم به کاغذی رو روی میز افتاد برداشتمش
نوشته نامه:
جئون نظرت راجب دزدیدن همسرت چیه؟
البته دیگه قراره ماله من باشه امیدوارم از این هدیه ام خوشت اومده باشه
دشمن قدیمیت سوهو
اتمام نامه
یعنییییی چییییی آتتتتتت
ادامه دارد....
شرایط این پارت یه کوچولو فرق
میکنه🤏🏻
شرایط:
۱۵ کامنت💫
۳۰ کامنت آبی ،فقط رنگ آبی باشه کامنت ها💫
۵ بازنشر💫
پارت ۲۸
ویو آت
این ۳ ماه رو کوک خیلی مراقبم بود معلوم بود چقدر خوشحال هست
هر روز بهم میگفت که عاشقمه و اینا ولی این چند روز کوک رو خیلی کم میبینم نمیدونم چی شده ولی شبا دیر میاد خونه و من نگرانش میشم البته بهش گفتم و از اون به بعد سعی کرد زودتر بیاد ولی خب تقریبا ساعت۱ شب میرسید خونه و من بیشتر وقت ها خواب بودم و صبح هم زود میرفت
امروز هم کوک خونه نبود داشتم فیلم میدیدم
ساعت ۱۱ بود همینطور که داشتم فیلم میدیدم حس کردم یکی پشت سرمه فکر کردم جونگکوکه از پشت بهم نزدیک شده بود و تو گردنم نفس میکشید
ناشناس:اووو سلیقه جئون خیلی بهتر از چیزیه که فکر میکردم
آت:تو دیگه کی هستی(ترس)
ناشناس:شوهر آیندت
آت:چییی
ناشناس:یه دستمال میگیره جلو دهنش
هرچقدر تلاش کردم تکون بخورم نتونستم که چشمام سیاهی رفت...
ویو کوک
چند روزی بود که دشمن قدیمیم پیدا شده بود برا همین تا شب جلسه داشتیم و از اینکه آت رو خیلی کم میبینم ناراحت بودم امروز جلسه زود تموم شد پس زود رفتم خونه تا آت خوشگلم رو ببینم وارد خونه شدم چراغ ها روشن بود
کوک:آتت
کوک:کجایی عزیزم؟
کوک:یعنی کجا رفته
همینطور دنبال آت میگشتم که چشمم به کاغذی رو روی میز افتاد برداشتمش
نوشته نامه:
جئون نظرت راجب دزدیدن همسرت چیه؟
البته دیگه قراره ماله من باشه امیدوارم از این هدیه ام خوشت اومده باشه
دشمن قدیمیت سوهو
اتمام نامه
یعنییییی چییییی آتتتتتت
ادامه دارد....
شرایط این پارت یه کوچولو فرق
میکنه🤏🏻
شرایط:
۱۵ کامنت💫
۳۰ کامنت آبی ،فقط رنگ آبی باشه کامنت ها💫
۵ بازنشر💫
- ۸۹۵
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط