{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم به تو که نمی رسد،

دستم به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی هوس می کنم،
تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟
دیدگاه ها (۱۴)

گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن!به رفتن که فک میکنی ،اتفاق...

عاشقانه هایم را گم کرده ام میان جنگلی از دروغ درست روبه روی ...

نمیــــــــــــــــــــدانم!!!! انــــــــــــــــــــگار کـ...

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯿﺴت ﻫﻤﻪ ﺩﻟﮕﯿﺮﻧﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ...ﺩﻟﯿﻞ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ...ﻣﺪﺭﮎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫ...

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

«دوستان عزیزم،نوشتن این متن برای من اصلاً ساده نیست. انگار م...

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش دوم__سوروسیک کافه متحرک پیدا می‌کنم و پایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط