{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرش به کلاس

پرش به کلاس

من باید به خاطر بابامم که شده درس رو بفهمم!
بفهم آنیا !!! تو میتونییی!! بفهممم!!
معلم گفت:« خانم فورجر جواب مسئله پاتخته رو بگو.»
اه! خاک بر سرت آنیای نفهممم!!!
عملیات استریکس اینقدر فکرم رو درگیر کرده بود که هیچی نفهمیده بودم!
مطمئنم که نمیتونم اینو به معلم بگم...
صدایخنده تمسخر آمیز پسردومو شنیدم:« حیحیحیحیحی!»
نههه! الان ضایع میشممم!
آها ! ترس نداره که! الان میرم ذهن پسر دوم!
ذهن پسردوم ( چقدر پام میخاره هااا ! الان با مدادم میخارونمش..)
گااااانننن؟! این ذهنه پسردومههه؟!
سریع برگشتم طرف ته کلاس!
هوف..ذهن جلویی پسردومه...
معلم گفت:« چی شد خانم فورجر؟»
گفتم:« نگران نباشید! همه میتونن از پسردوم مداد قرض بگیرن!»
معلم گفت:« بله؟»
بچه ها زدند زیر خنده...پسردومم با عصبانیت بهم خیره بود!
گفتم:« ببخشید!!! چیزه...اممم...من...»
ذهن پسردوم( اون خنگ خدا داشت چی میگفت؟ این احمق بازیا چیه؟! بهمدادای من چیکار داره! اون احمق حتی نمیتونه یه 43 مسخره که جوابه رو بگه! ورورورورورور)
اوه، ممنون از جواب پسرهی با ادب!
فوری باتمام اعتماد به نفس گفتم:« جواب 43 میشه!»
ابرو های معلم بالا رفتند....


بچه ها اینقدر نظرا زیاده همش به پارت دادن تشویق میشم😥😥😥
دیدگاه ها (۰)

چالشدر جواب سوال آنیاته ته نگرانی مدرستون چیه؟چه جوابی دارید...

چرا این قدر لوس بازی درمیارم؟ببینید...آها! ته نگرانیتون تو م...

صدای مهیب p3

دختر بد (سناریو فیک جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط