{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا بزرگ وقتی با قیچی می‌افتاد به جون باغچه

بابا بزرگ وقتی با قیچی می‌افتاد به جون باغچه
میگفت :
بابا جان بعضی شاخه ها باید چیده بشه،
مرتب بشه، بهش رسیدگی بشه،
تا بقیشون گل بدن ...
یه روز که با قیچی موهای مادر بزرگ رو میچید
پرسیدم :
بابا بزرگ کوتاهشون میکنی که گل بدن؟
خندید♡
به جای موهای مادر بزرگ
لپ های دوتاشون گل داده بود 💕

_مینا گرزین
دیدگاه ها (۲)

پرتقآلِ من من همیشه به تو محتاجم تو نباشی همه ی دنیا را به ...

بعضی آدم ها در زندگی هرگز دیوانگی نمیکنندواقعا چه زندگی وحشت...

یه مدتی می‌شد که گوشای پدربزرگم مثل قبل توان شنیدن نداشتن. د...

آلدوس هاکسلی :ترجیح میدم خودم باشم، خودم باشم و دمغ باشم بهت...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "56"☆ویو هانا☆همراه آنا وارد آشپزخونه شدم.از همون ...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط