{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره دستش تو دست ' دوست پسرش بود داشتن میرفتن.

دختره دستش تو دست ' دوست پسرش بود داشتن میرفتن.
.دخترک گفت: میشه یه چیزی بگم؟؟.
.
پسر: جانم عشقم بگو!"
دختر: راستش خیلی وقته داداشم عاشق ابجیت شده ' میشه داداشم با ابجیت اشنا بشه با هم بیرون '' همدیگه رو بشناسن؟؟؟
پسر: چی؟ غلط کرده!
اون کی باشه که اسم خواهرمو برده؟؟؟!
دندوناشو میشکنم!
بیخود کرده به ناموس مردم نگاه چپ کرده! !
میکشمش!!
.
.دخترک گفت؛: پس میشه تو هم دست منو ول کنی؟؟؟
اخه تو الان دسته ناموسه داداشمو گرفتی!!!
.اینجاست که میگن ژست روشنفکریت واسه ناموسه مردمه
به ناموس خودت که میرسی "" قیصر"" میشی؟ ؟؟؟؟؟؟!!!!!
اره عمو اینجوریاست؟!!!!
دیدگاه ها (۲)

یعنی واقعا راسته ؟؟؟؟؟!!!!!

رفاقت را باید ازگرگ آموخت و بس!!!گـــــــرگـــــــ با هم نوع...

دنیا پر از قشنگیه ! مگه ن ؟؟؟

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ !!! . . . . . . . . . . . .ﺁﻓﺘﺎﺏ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻣﯿﺘﺎﺑﻪ ﮐﻪ ...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟑جونگکوک و تهیونگ بعد از کلی خوش گذرونی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖بعد از شامی که خوردن توی حیاط ویلا که ...

#ازدواج_اجباری Part17ته: مامانننننننن من شیر توتفرنگی دویت د...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

نخوندی لایک نکن.دختر:عشقم میخوام یه چیزی بگم ولی قول بده اعص...

دختر:عشقم میخوام یه چیزی بگم ولی قول بده عصبانی نشی...پسر:با...

دختر : می خوام یه چیزی بگم ولی قول بده که عصبانی نشی...پسر :...

دختر : عشقم می خوام یه چیزی بگم ولی قول بده که عصبانی نشی......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط