نه تومی مانی ونه اندوه...ونه هیچ یک از مردم این آبادی...ت
نه تومی مانی ونه اندوه...ونه هیچ یک از مردم این آبادی...تنهاکه باشی همه غروب ها غروب جمعه است...دلگیر...دلگیر...دستانم رابالا می برم واسمان راپایین میکشم...آنقدرازدلتنگی هایم برایش گفتم تاسرخ شدونم نم بارید...هوای اسمان هوای دلم شده است..میدانم هرگز کسی نخواهددانست غم غروب امروز از دلتنگی های من است...
- ۸۸۸
- ۲۹ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط