{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم بالامیبرم ...

دستم بالامیبرم ...

آسمان پایین میکشم ...

میخواهم بزرگی زمین را ...

نشان آسمان دهم ...

تابداند ...

گمشده ام ...

ن درآغوش او ...

ک درهمین خاک بی انتهاس ...

آنقدرازدلتنگی هایم برایش میگویم ...

تا زرد شود ...

نم نم بگرید ...

ومیدانم کسی نخواهددانست ...

غم آن غروب بارانی ...

همه ازدلتنگی های من بود ...
دیدگاه ها (۳)

آسمان راپایین می کشممیخواهم بزرگی زمین رانشان آسمان دهمتابدا...

دستـم را بالا مـی برمو آسمان را پایین مــی کشـممی خواهــم بز...

دستــم را بالا مــی برمو آسمان را پایین مــی کشـــممــی خواه...

دستم را بالا می برم و آسمان را پایین می کشم می خواهم بزرگی ز...

نه تومی مانی ونه اندوه...ونه هیچ یک از مردم این آبادی...تنها...

دسـتم را بـالا مـی بـرمـ و آسـمان را پایـیـن مـی کشـم مـی خـ...

دستــ ـم را بالا مــ ـی برم و آسمان را پایین مــ ـی کشــ ـم ...

#وَ_درد...و دردکه این بار پیش از زخم آمده بودآنقدر در خانه م...

نامه بی نشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط