می شود در دلِ این شعر پدیدار شوی؟
می شود در دلِ این شعر پدیدار شوی؟
می شود باز به این برده خریدار شوی؟
روزها می روی آن سویِ خیالاتِ محال
می شود نیمهٔ شب در پیِ دلدار شوی؟
سـالها پیش به هر سـاز زدی رقصیـدم
می شود باردِگر دست به آن تار شوی؟
نکند بــاز قـــرار اسـت دلــی را نبــری؟
نکند بــاز قـرار است که بی عار شوی؟!
میکشم دست ازاین عاشقیِ بی سرو تَه
می شود گـردنِ این متهم اَت دارشوی؟
شاید این دسـتِ قضا مهلتِ دیگر ندهد
می شود در دلِ این شعر پدیدار شـوی؟
می شود باز به این برده خریدار شوی؟
روزها می روی آن سویِ خیالاتِ محال
می شود نیمهٔ شب در پیِ دلدار شوی؟
سـالها پیش به هر سـاز زدی رقصیـدم
می شود باردِگر دست به آن تار شوی؟
نکند بــاز قـــرار اسـت دلــی را نبــری؟
نکند بــاز قـرار است که بی عار شوی؟!
میکشم دست ازاین عاشقیِ بی سرو تَه
می شود گـردنِ این متهم اَت دارشوی؟
شاید این دسـتِ قضا مهلتِ دیگر ندهد
می شود در دلِ این شعر پدیدار شـوی؟
- ۴۴۴
- ۲۳ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط