{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی ز ناز ، بیش مرنجان مرا، برو .....

گفتی ز ناز ، بیش مرنجان مرا، برو .....

آن گفتنت که...

بیش مرنجانم آرزوست ....
دیدگاه ها (۱)

ﭼﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ!ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ...

من همین یک دانه دل دارم بفرما بشکنش..کوزه ای از آب و گل دارم...

گاهگاهی که دلم می گیردپیش خودم می گویمآن که جانم را سوختیاد ...

مهر پاییز کجا بود در این شهر شلوغ..چار فصل دل من در خطر بی م...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

Attar050511

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

🏴هنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط