{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی آن دختر مانتویی میخرد که استین هایش حریر است...

وقتی آن دختر مانتویی میخرد که استین هایش حریر است...
من عاشق پوشیدن ساق دست هایم هستم!
♥
وقتی آن دختر موهایش را به هزار رنگ در می آورد و از زیر شالش پریشان می کند...
من روسری ام را لبنانی می بندم!
♥
وقتی آن دختر برای جلوه برجستگی های بدنش، جلوی مانتو اش را باز می گذارد...
من مانتویی میپوشم که وقارم را حفظ کند!
♥
وقتی آن دختر ساق پایش را با ساپورت بیرون می اندازد...
من برای نجابتی که باید در وجودم باشد لباس مناسب می پوشم!
♥
وقتی آن دختر با آرایشی غلیظ و لب های پروتز کرده بیرون می آید...
من صورتی معصوم ، ساده و مهربانی دارم!
♥
وقتی آن دختر پاتوقش پارتی ها و مهمانی های مختلط است...
من به گلزار شهدای گمنام میروم و آرامش میگیرم!
♥
وقتی آن دختر با مردان نامحرم در حال خوشگذرانی و گناه است...
من همه ی عشقم برای همسرم است!
♥
وقتی آن دختر برای به روز بودن هر لباسی رو می پوشد...
من چادری مشکی و با وقار بر سر دارم!
♥
وقتی آن دختر خود را دآف خطاب می کند...
من میخواهم خانوم باشم!
دیدگاه ها (۱)

یار من یوسف نیا، اینجا کسی یعقوب نیست/ لحظه ای چشمانشان، از ...

می‌گوید: «زیر همین چادر فتنه‌ها می‌کنید!»می‌گوید: «گرمتان نم...

چادری ها عاشق ترند...

🎥 این خانم اعتراف می‌کند که استایل‌های فوق لاکچری خیابان‌های...

### پیش‌نویس شروع داستان##شب، مثل یک پتک سیاه روی سر سینا می...

مادر با حجاب ولی دختر ... چرا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پس بحث از اخلاص و پاکی...

خدمتکار

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۸بعد از اینکه ا.ت با ...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط