{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت۸


بازوشو گرفتم و کشیدم که افتاد تو بغلم

تو صورتش غریدم مال کیو از کی پنهون میکنی

همین دیشب زی..رم بودی

سر پایین بود که یهو بغضش شکست نفهمیدم چرا اما مظلوم پچ زد
-بب..خشیی..د

دلم کباب شد پوفی کشیدمو گفتم
-خیلی خب ...دلت خیلی درد میکنه

مظلوم سرشو به نشونه اره تکون داد ولی بازم نتونست جلو سرخ شدن گونشو بگیره


نتونستم جلوی خودمو بگیر خم شدمو گازی به گونش زدم
که اخش بلند شد

بلند شدمو گهواره وار بدن لخ..تشو بغل کردم وگفتم
-بعد شب حج..له یه حموم دونفره میچسبها...
دیدگاه ها (۱۲)

عاشق مغرور#پارت۹دیاناازشنیدن حرفش هینی کشیدم و از خجالت سرمو...

رمانش از جذابم جذاب تره😍https://wisgoon.com/ardiya_mylouehtt...

عاشق مغرور#پارت۷همون روز پیش اقا بزرگ رفتم و گفتم اگه تجارت ...

عاشق مغرور#پارت۶به سمتم اومد و منو تو بغلش کشید و سرمو روز س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط