{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعدِ هزارمین باری که نتونستی

بعدِ هزارمین باری که نتونستی
یه روز
یه روزِ عادی مثل بقیه روزا
بی هیچ اتفاق خاص و بی حضور هیچ تازه واردی توو زندگیت
یه آن بی مقدمه
میری سراغ یه فولدر قدیمی
و بی معطلی اون رو پاک می کنی...
اون لحظه
نه قدرتمندی ، نه فراموش کردی ، نه لج کردی؛
فقط به منطقی ترین حالت ممکن پذیرفتی
که یه خاطره هایی در عین عزیز بودن
از یه جایی به بعد دیگه بی فایده ان ؛
بی فایده ...

پریسا زابلی پور
دیدگاه ها (۲)

how much i love you so...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

فیک کوک پارت ¹⁵ که در همان لحظه در اتاق کوک باز شد و چهره ی ...

اینکه صبح از خواب بیدار شی و ببینی به آدم رفته ی زندگیت دیگه...

📝 اینکه صبح از خواب بیدار شی و ببینی به آدم رفته ی زندگیت دی...

کسی که دل تو براش میتپید،چیشد بیخبررفت و تنهات گذاشتدوسش داش...

خیلی سعی میکرد که منطقی باشه، یادمه اون روز نشست دم رودخونه ...

یه روز از خواب بیدارمیشیگوشی رو بر میداری و میری سراغ اسمش ...

تا به حال به پیری من فکر کردی؟اون موقع که دور چشمام چین چین ...

بعد از ظهر روز پنج شنبه معمولا وقت تنظیم قرارای عصره.کافه ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط