{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف میکنم که يه وقتايي هم توی جمع جوری ساکت میشم که اگ

اعتراف میکنم که يه وقتايي هم توی جمع جوری ساکت میشم که اگه بحال خودم بذارنم میرم روی اسکرین سیور و صدای آکواریوم در میارم :|
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺮﺑﯽ ﻣﻬﺪ ﮐﻮﺩﮎ : ﮐﺴﺮﯼ ﺟﺎﻥ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺑﻠﺪﯼ ؟ ﮐﺴﺮﯼ : ﺁﺭﻩ ! ﺩﺍﯾﯽ ﺁﺭﻣﯿ...

اينايى که ميگن ما ميريم فيسبوک فقط واسه تبادل اطلاعات.... اي...

اگه شنا واقعا لاغر میکنه پس نهنگ چی میگه !؟ همین موضوع در خص...

یه مغازه هست رو شیشه‌ش نوشته "اسنک اسنک کتلت"کاش پول داشتم م...

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

رمان عشق و انتقام

#silence_after_you#Part4جیمین: پیرهن سفید و شلوار مشکی و کت ...

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

ادامه پارت ۱۶

اعتیاد من بهت.

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۰/۵

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

شاهزاده دوست داشتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط