{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bear town

Bear town
part 6

*خونه*
بنی
تو اتاق مهمان همونطور که آلیشا رو تو بغلم داشتم ا/ت کمکم میکرد بزارمش رو‌ تخت و پتو رو روش کشید و از اتاق خارج شدیم

بنی: ا/ت؟!..میخوای یک نوشیدنی بزنیم بر بدن؟!
ا/ت: حتما :)

ا/ت
حدودا ساعت دو بامداد بود و ما همچنان میخوردیم
من کاملا مست بودم و بنیامین نیمه مست
چون یه مدت خیلی میخورد تقریبا عادت کرده بود و براش عادی بود
منم وقتی مست میشم به جای اینکه عادی حرف بزنم داد میزدم
به طور معمولی من صدام بلند هست ولی وقتی مستم واویلاست پس بنی قبل از اینکه آلیشا رو بیدار کنم من برد اتاقمون و خوابوند و خودشم بساط رو‌ جمع کرد و کنارم دراز کشید

*صبح*

ا/ت
وقتی چشامو‌باز کردم سردرد شدیدی داشتم
میدونستم از الکل بود
پاشدم و‌ رفتم اشپزخونه و اب خوردم تا کمی بهتر شم
یک سری به آلیشا زدم
هنوز خواب بود
وقتی رفتم اتاقمون بنی نیمه برهنه خواب بود
عادتشه
منم از لباس خواب خوشم نمیاد ولی دوست دارم با تاب و شلوارک بخوابم
وقتایی که میخوایم رابطه داشته باشیم لباس خواب میپوشم
پس فردا عروسی مونه ولی من الانشم حس میکنم متاهلم
گونه بنی رو بوسیدم و پتوش رو مرتب کردم
وقتایی که مست میکنیم عمیق میتونه بخوابه
اکثرا هاکی باز ها خواب سبک دارند
میدونستم حالا حالا ها بیدار نمیشه پس تصمیم گرفتم واسه آلیشا پنکیک درست کنم
دیدگاه ها (۷)

Bear town part 7ا/ت مواد رو حاضر کردم و اولین پنکیک رو انداخ...

Bear townpart 8ا/ترفتیم پارک هوا به شدت سرد بود تعجبی هم‌ ند...

Bear town part 5ا/تآلیشا تو بغلم خوابش برده بود انا گفتش که ...

Bear townpart 4ا/ت: *تو پارکینگ منتظر پسرا بودیم که دیدم بنی...

bear town part 18*روز مسابقه*ا/تبچهای تیم سوار ‌و بنی سولر ا...

bear town part 16*پارتی*ا/تاین پارتی با پارتی های سال های قب...

bear town part 17*بوبو: هیچ دقت نکردم..ا/ت کو؟!بنی: خوابیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط