از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام
از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام
بی هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام …
بی تو بی تابی دراین برزخ به جانم خمیه زد …
من هنوز این بغض راازرفتنت نشکسته ام …
با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم …
بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم …
از کلامم هرکسی شیدایی ام را خوانده است …
یاد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است …
کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود …
کاش در تقدیر ما دوری ودلتنگی نبود …
بی هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام …
بی تو بی تابی دراین برزخ به جانم خمیه زد …
من هنوز این بغض راازرفتنت نشکسته ام …
با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم …
بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم …
از کلامم هرکسی شیدایی ام را خوانده است …
یاد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است …
کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود …
کاش در تقدیر ما دوری ودلتنگی نبود …
- ۱.۳k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط