{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودش می گفت هرشب عاشقی جز من برایش نیست

خودش می گفت هرشب عاشقی جز من برایش نیست
به جز چشمان من دیگر کسی محوِ صدایش نیست

فقط از عاشقی می گفت،اما آخرش دیدم
دریغا هیچ کس دیگر،شبیهِ حرف هایش نیست

همهِ از عشق می گویند تا جان در بدن دارند
ولی بی شک در این دنیا کسی هم روی پایش نیست

بگو اینجا کسی عاشق نگردد می شود بیمار
اگر شد هر کسی بیمار بی شک هم دوایش نیست

ببین دارم تمنا می کنم باشی کنارِ من
فقط قلبم نباشی بی تو هرگز توی جایش نیست
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خیر، اصلاً این طور نیس...

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۱ | پیامی که نباید می‌رسید ساعت...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

بچه ها پروفایل فیکشن معامله تغییر کرد

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒صبح روز بعد، سئول هنوز درگیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط