{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪاش من و تو

ڪاش من و تو
دو جلد از یک
رمان عاشقانـه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قـفسه های
کتابخانه ای
گاهی تو را گاهی مرا تنها بـه سبب
تشدید دل تنگی های مان بـه امانت می بردند …
دیدگاه ها (۲)

تو دنیایی ک با لمس ی انگشتبلاااااااک میشی..خیلی جرات میخواد ...

.

سیگارت را زیــرتابلـــوی سـیگــارکشیدن ممنوع دودکن تاباطل ک...

ﻫــَـــــــــــﻮﺍﯼ ﺗـــُــــــــــﻮ . . .ﺍﺯ ﺩﻭﺩ ﺳﯿـــــﮕﺎﺭ ﻫ...

تو...مگو‌ترین راز منی!نِگهت میدارم،سخت!نِگهت می دارم،دشوار!ن...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

💜💜قسم بہ غروب پاییزو بہ پچ‌پچ‌هاے عاشقانه‌ے برگ‌هاے در حال ا...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

برادر عزیزم دلم برایت تنگ شده است..تنگ که می‌گویم، نه مثل تن...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

گاهی دلم برای همان دوچرخه های ساده دهه شصت تنگ میشود🚲برای دو...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط