امشب بوی بیابان می دهم انگار
امشب بوی بیابان می دهم انگار
و لحظه های تردیدم را هیچ مشتی
در هم نمی کوبد.،
امشب ترس و وحشت هر دو بیدارند
و نگاهم
پر است از دانه های باران...
چتری به دستم نده
دیگر هیچ سایبانی مرا از گزند تاریکی
نمی رهاند
هیچ سایبانی..
جز شانه های تو...
و لحظه های تردیدم را هیچ مشتی
در هم نمی کوبد.،
امشب ترس و وحشت هر دو بیدارند
و نگاهم
پر است از دانه های باران...
چتری به دستم نده
دیگر هیچ سایبانی مرا از گزند تاریکی
نمی رهاند
هیچ سایبانی..
جز شانه های تو...
- ۵۳۷
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط