{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم اینو بی خبر از وسایلای من برداشته بود توش آب ریخت

مامانم اینو بی خبر از وسایلای من برداشته بود، توش آب ریخته بود با خودش می‌برده اینور و اونور.
امروز با همدیگه داخل مطب دکتر بودیم که ناگهان اینو درآورد و قل قل قل قل رفت بالا و پشم های حضار ریخت. 😂😂😂

#طنز #فان
دیدگاه ها (۲۲)

چرا سفید اونا کثیف نمیشه ؟ سانتورینی، یونان#جهانگردی #گردشگر...

خوابیدن روی کپسول های خالی اکسیژن در صف تعویض کپسول برای بیم...

•• ‏یکی از اینا برای هر خونه ای لازمه 🤤😋🧯🍕 ••

با کاوش در تنب پرگان جناح (جنه)واقع در شهرستان بستک استان هر...

پارت ۳۰ (بالاخرههه)O:"من بغلت نکردم، صبح که پاشدم خودت اونجا...

سناریو باکودکو

همینطور که ذهنم مشغول بود وارد کلاس شدم و روی میزم نشستم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط