مامانم اینو بی خبر از وسایلای من برداشته بود توش آب ریخت
مامانم اینو بی خبر از وسایلای من برداشته بود، توش آب ریخته بود با خودش میبرده اینور و اونور. امروز با همدیگه داخل مطب دکتر بودیم که ناگهان اینو درآورد و قل قل قل قل رفت بالا و پشم های حضار ریخت. 😂😂😂