{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت رندی که حضرت آدم*

گفت رندی که حضرت آدم*
مرد خوشبخت روی عالم بود *
چونکه حضرت نداشت مادرزن*
فارغ از هربلا وماتم بود *
گفتم آری ولیک آن داماد*
نه بسان تو بود، آدم بود *
دیدگاه ها (۳)

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی*ز بامی که برخاست مشکل نشیند*

دست نیاز چو پیش ناکسان کنی دراز*پل بسته ای که بگذری ازآبروی ...

گر عقربه زمانه بر میگردی*وین ظلمت شب نورسحر میگردید*تا هر پد...

ملک الموت رفت پیش خدا *گفت سبحان ربی الا علی *یک طبیب هست ان...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت نهمدرِ عمارت باز شد.مردی با کت مشک...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط