از ناله ی پر درد غریبانه چه گویم
از ناله ی پر درد غریبانه چه گویم
در خانه ی خود خسته ز همخانه چه گویم
چون شرم کنم گوشه ی غم اشک بریزم
قلبم بزند طبل پریشانِه چه گویم
معراج شکیبایی من تا به خدا هست؟؟
پرواز کنم با پر افسانه چه گویم
آخر به کجا سفره ی دل را بگشایم
سوزد دل غمگین شب غمخانه چه گویم
بغضی چه گلوگیر،،، گرفتار شدم من
از آه شرربار پریشانه چه گویم
مخلوق خداوند تعالی به نظر کی
مردود شود کینه ی خصمانه چه گویم
از غصه ی هم خانه وّ اندوه حضورش
در خانه ی خود خسته ز همخانه چه گویم
چون شرم کنم گوشه ی غم اشک بریزم
قلبم بزند طبل پریشانِه چه گویم
معراج شکیبایی من تا به خدا هست؟؟
پرواز کنم با پر افسانه چه گویم
آخر به کجا سفره ی دل را بگشایم
سوزد دل غمگین شب غمخانه چه گویم
بغضی چه گلوگیر،،، گرفتار شدم من
از آه شرربار پریشانه چه گویم
مخلوق خداوند تعالی به نظر کی
مردود شود کینه ی خصمانه چه گویم
از غصه ی هم خانه وّ اندوه حضورش
۴.۵k
۳۰ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.