{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نینجای سایه))پارت 6

نینجای سایه))پارت 6
ناگهان صدای تنشا و مارشا میاد که میگن میناتسوکی و میناتسوکی درو باز می‌کنه و تا تنشا و مارشا شینیکو رو میبینن میگن ما درست می‌گفتیم . و تنشا میگه چرا لباس تن شینیکو نیست و چرا تنش باند پیچیه و شینیکو میگه خواهش میکنم به کسی نگین . امشب تمام میشه و صبح ساعت زنگ میزنه شینیکو با مشت میزنه روساعت و ناگهان به خودش میاد و میبینه که دیرش شده نان صبحانه اش را میگیره به دهنش و میره مدرسه و معلم ازش میخواد بگه که چرا دیر اومد شینیکو میگه که ساعتش دیرزنگ زد و میره بغل دست میناتسوکی میشینه و ....
دیدگاه ها (۱)

اگه می‌فهمیدی که تایتان بودی و سیزده سال دیگه میمردی چیکار م...

نینجای سایه ))پارت7 زنگ به صدا درامد بچه ها رفتن تو حیاط شین...

اگه لازم باشه بجنگی با قدرت تایتان از دستگاه مانور سه بعدی ا...

نینجای سایه))پارت5میناتسوکی دوید سمت خونه ی شینیکو و ناگهان ...

سناریو

سناریو سوکوکو

رمان نخ سرخ عشق             part 3کارلوس: بله خونم کوچیکه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط