{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ریای عشق ناب به ماها نیامده ست

‍ رؤیای عشق ناب به ماها نیامده ست
تن خسته ایم و خواب به ماها نیامده س
با طعنه گفت خُمره ی خالی به زیرآب
ای تشنه دل شراب به ماها نیامده است
ای لب نخند قامت دل، خیس گریه است
هشدار! این نقاب به ماها نیامده ست
آغشته گشته ایم به صدنقش وطرح ورنگ
این نقش پر لعاب به ماها نیامده است
این بخت کج رسیده مسیرش به ناصواب
ای ساده دل، صواب به ماها نیامده ست
رخت امید بر تن دل زار می زند
دردا که جز عذاب به ماها نیامده است
موجی شکسته بر لب ساحل نوشت و رفت
یک دم قرار و تاب به ماها نیامده است
دیدگاه ها (۴)

بوییده گُل مریم باغی دهنت رادزدیده شمیم لب چون نسترنت رابگذ...

یک روز گر از ماه رُخَت دور بمانمخاموشم و بی جزر و مَد و بی ه...

مرا بُگذار و بُگذر از دل خوش باورم امشبکه از لطف فلک لبریز غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط