{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوییده گُل مریم باغی دهنت را

بوییده گُل مریم باغی دهنت را
دزدیده شمیم لب چون نسترنت را
بگذار که با هر غزل از دفتر عشقم
بی وقفه در آغوش بگیرم بدنت را
ای بلبل خوش نغمه دراین دشت پُر از گُل
یک لحظه ببین، سرو رهای چمنت را
گفتی که به جز من به کسی عشق نوَرزی
از یاد مگر برده ای،،، ای جان! سُخنت را؟؟؟!
برگرد به کاشانه ی این دلشده ات تا
گویند همه قصّه ی لیلا شدنت را
گر شاعر دیگر بسراید ز نگاهت
بر هم بزنم‌ نظم همه انجمنت را
دیدگاه ها (۳)

.باد، راهي شده تا عطر تنت را ببرد آب‌، جاری شده عكس بدنت را ...

سال ها رفت و گل از پیرهنت می ریزدباغی از شعـر و غـزل از بدنت...

لحظه ی لمس تنم با بدنت "شیرین" استزندگی پشت گل پیرهنت "شیرین...

لحظه ی لمس تنم با بدنت شیرین استزندگی پشت گل پیرهنت شیرین اس...

لحظه ی لمس تنم با بدنت شیرین استزندگی پشت گل پیرهنت شیرین اس...

لحظه ی لمس تنم با بدنت شیرین استزندگی پشت گل پیرهنت شیرین اس...

معصومعلی مسکینی

مهناز الله وردی میگونی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط