{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲

ویو ات
که همینجوری داشتیم راه میرفتیم که فهمیدم گم شدیم واییییی

ات: ج..ج..ج.جیمین
جیمین: هوممم ؟؟
ات: جیمین ما گم شدیم
جیمین: چرت نگو الان میرسیم

۱ ساعت بعد

جیمین: باشه....تسلیمم گم شدیم
ات: الانن چیکار کنیممم ؟؟
جیمین: نمیدونم
ات: باید به راهمون ادامه بدیمم؟؟
جیمین: نمیدونم ولی آره میرسیم

ویو جیمین
حدوده ۱ ساعت گذشت و ات با غر غر راه میرفت نمیدونم چرا همش دوس داشتم نگاش کنم و کله راه محوش بودم

ات: جیمین داریم الکی میریم... اصلا چرا من امدم وایییی ( عصبی)
جیمین:.......
ات: هوی خوبی؟؟ کجایی ؟؟
جیمین: ها..چی؟؟
ات: هیچییییی ( حرصی)

ویو راوی
داشتن راه میرفتن که صدایه گرگا امد

ات: ا..این صدایع گ..گ‌..گرگ بود؟( ترس)
جیمین: اوهوم...نکنه می‌ترسی؟؟( نیشخند)
ات: ن..نه اصلاً نمیترسم

( یهو صدایه گرگا بیشتر شد و ات ناخداگاه پرید بغل جیمین)

جیمین: ( خنده)
ات: نخند
جیمین: باشه باشه 🤣
۳ ساعت بعد

جیمین: بیا ات خانم گفتم که راه رو پیدا میکنیم ( خوشحال)
ات: خیلی خوب
جیمین: فدای خودم بشممم 😌
ات: بدو بریم عمارت خوابم میاد 😑💔
جیمین: اوکی

توی راه

ویو ات
داشتم جاده رو نگاه میکردم که........


خماری 😁
دیدگاه ها (۶)

تهیونگی امد لایو عررررررر 🥺✨💞😭قبل از قطع کردن لایو گفت دلم ب...

سلامممم کیوتا نظرتون چیه به پروفایلتون نمره بدم ؟؟؟؟

سناریو# درخواستیوقتی تولدته و اونا نمیدونن و بهشون میگی اما ...

پروفایل تغییر کرد 🎀✨

عشق ناگهانیℙ:𝟠ات:ا...اره..حتما بگو...گ...گوش میدمجیمین: ببین...

شب تولدم پارت 6 جونگ کوک: اتتتتتتتتتت(داد و گریه) جیمین: تهی...

چند پارتی از جیمین ویو ات سلام من ات هستم و ۵ ماهه که با جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط