{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام....جان عزیزتون بخونین به علی قسم لایک نمیخام

سلام....جان عزیزتون بخونین به علی قسم لایک نمیخام
...خاهشا نظر بدین.دردتونو به گوش نمایندگانه خدا،برسونین(((حاج اقاوحاج خانومها)))
......
حاج اقا‌،حاج خانوم، بهتون تبریک میگم....
....
.عربهای بی ناموس دوتا جوون هم وطنمونو تجاوز کردن...حالاشما اونجا دنبال خدا وبخشیده شدن گناهتون بگردین...
....عااااااایاااااا،حاجی گوش کن امشب دل منو خیلی از جوونا‌پره،گوش کن برو به خدا دردامونو بگو،وقتی دوباره خاستی بری عربستان...ماکه اونجا نرفتیم وهرگز نمیریم شاید خدا نداریم که گوش کنه بهمون....
....حاجی

اینجا ادمایی‌رو میشناسم،زندگیشون،شادیشون،ارامششون،باپونصد هزارتومن بهشون برگردونده میشه،ولی،ندااااارن،،
....
اینجا دختر وپسرایی رو میبینم لنگ یک تومن پول واسه گرفتن‌ساده ترین عروسین تا به ارزوشون بودن کنار هم تو بدترین وبهترین لحظات زندگی برسن...اره یک تومن
......
اینجا مادری رو میشناسم تن به خود فروشی داد واسه خرید یکذره گوشت تا بچه هاش یکم قوت بگیرن واسه نفس کشیدن واسه زندگی..اره همون گوشتی که تو مفت میبری بین عربها تقسیم میکنی..گوسفندی که بین عربهای گوسفند قربانی میکنی...
.....
اینجا جوووناش باروش های خودشون میرن پیش‌خدا
...یکی باعرق خوری ومستی،،،
...یکی باخودکشی،،،،
....یکی با رفتو امد توخیابونها وفحش دادن به زمین وزمان
......یکی با اشک.......
....

حاجی بس کن تورو به علی...!!!؟؟
،اینجا جووناش از نداری حار شدن،بایک نگاه به هم بایک بوق بایک حرف همدیگرو تیکه پاره میکنن..

اونجا عربها از سیری،به جوون ایرانی تجاوز کردن،اگه‌خدا اونجا بود چطور مهمان نوازی نکرد،مهمانش با اشکو درد برگشت به ایران؟؟؟؟
....اره حاج اقا...شما کاری کردی خدا هم اونجارو ترک کرد..
......حرف اخرم.....

دلت میخاد خدارو ببینی؟؟؟لازم نیست بری عربستان...
....با دادن خرج عروسی دوتا جوون،
....با بردن یک ذره گوشت دم خونه ی همون مادر که تنشو فروخت،
.....با خرید یک کفش ساده واسه پسریکه پاهاش تو کفش کهنه وپاره زخمی بودوشبها باجوراب میخابید تا پدرفقیرش متوجه نشه به بچش چی میگذره....خدارو ببین...
....اره‌به قول دکترشریعتی..((.ایرانیها عربهارو از چادرنشینی به قصر نشینی،واز شتر سواری به بنز سواری رسوندن،،امان،ما دنبال خدا بین عربها میگردیم..ای وای از فقره ذهنی،وخرافات،)))،،،
...
...بچه ها منو ببخشین هرچی تو دلم بودو گفتم...هرچی دلتوت خاست بگین،تا
حاج اقا وحاج خانوم ازخواب بلندشن
...و بفهمن علت شب زنده داریه ما جوونارو....
دیدگاه ها (۲)

《《ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ 》》ﺧﻮﺍﻫﺮ ﮐﻮﭼﮑﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﭘﻨﺞ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎ ...

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

ادامه پست ((نمیدونم))...چون بعضی وقتها ما با وارد شدن به زند...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

خدارو دیدیحاجی سلام مارو هم برسونبهش گفتی اینجا شده همه ماها...

حاجی از وقتی گرفتمش 30 کیلو کم کردم! از بس که از این غذا تیت...

پارت ۷ : وقتی اومدید ایران 2...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط