می روی تا ســـــــر نهی بر شانه های دیگری
می روی تا ســـــــر نهی بر شانه های دیگری
دام باشی یا که صید از دانـــــــــه های دیگری
گر نشد حاصل مـــــــــــرادت در هوای شعر ما
گو نمک گــــــــیرت کند گُل بوسه های دیگری
ای که رســــــــوا کرده ای ما را به نام عاشقی
باز رسوا مــــــــــی شوی در چامه های دیگری
ناز چشمت هر غزل چون سوره های وحی شد
صــــــــــــــــبر کن شاید بیاید آیه های دیگری
سهم من فانـــــــوس شد از این زمانه تا که تو
روشنی بخـشی چــــــــــراغ خانه های دیگری
بر لــــــــــبم عــمریست دیگر آرزوی خنده ماند
ای که لــــــــــعنت بر تو و بر خنده های دیگری
بارالها بر من تنها آرزوی صبر کن
یا نـــــــــــــگه دارش مـــیان شانه های دیگری
دام باشی یا که صید از دانـــــــــه های دیگری
گر نشد حاصل مـــــــــــرادت در هوای شعر ما
گو نمک گــــــــیرت کند گُل بوسه های دیگری
ای که رســــــــوا کرده ای ما را به نام عاشقی
باز رسوا مــــــــــی شوی در چامه های دیگری
ناز چشمت هر غزل چون سوره های وحی شد
صــــــــــــــــبر کن شاید بیاید آیه های دیگری
سهم من فانـــــــوس شد از این زمانه تا که تو
روشنی بخـشی چــــــــــراغ خانه های دیگری
بر لــــــــــبم عــمریست دیگر آرزوی خنده ماند
ای که لــــــــــعنت بر تو و بر خنده های دیگری
بارالها بر من تنها آرزوی صبر کن
یا نـــــــــــــگه دارش مـــیان شانه های دیگری
- ۵۱۱
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط